ماه شهریور, ۱۳۸۷

گوش

پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰:۲۲

گاهی وقتها ،
خسته میشه از بس حرفاشو تو ذهنش اینور اونور کرده !
یه تکونی میخوره ،
گوش اش و از زیر تختش در میاره و شروع میکنه واسه اون گفتن،
حرفاش دونه دونه از جلو چشماش رد میشن ،
اینحوری از بیرون که بهشون نگاه میکنه ،
بیشتر درکشون میکنه !

درباره Uncategorized
توسط Shahrum