ماه فروردین, ۱۳۸۸

روز قبل از رفتنت

چهارشنبه, فروردین ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۰۴

روز قبل از رفتنت
من باید خیلی کارها میکردم
من باید خیلی کارها میکردم
روز قبل از رفتنت من باید پر از پرواز میشدم
من باید از زیر کپسول اکسیژن رها میشدم
روز قبل از رفتنت
من باید اوج میکشیدم به آسمون
من باید میمردم از خیابانهای بی آسمون
روز قبل از رفتنت،
من باید میمردم،

روز قبل از رفتنت
من باید در خواب خاموش تناقص میماندم
من باید در خانه،
خاموش، بی‌صدا، لال میماندم
من باید خواب میماندم
از آن روزهای گرم خواب میماندم
در آن روزهای سرد خواب میماندم
من باید خواب میماندم
روز قبل از رفتنت،
باید از قصد در خواب، خواب میماندم

روز قبل از رفتنت
من باید غرق میشدم، آره
باید غرق میشدم
در هوای مه‌آلود اطراف، زیر امواج هوا غرق میشدم!
روز قبل از رفتنت، من باید در خودم غرق میشدم

روز قبل از رفتنت
من باید بیشتر سیگار میکشدم
من باید چند بسته بیشتر میکشیدم
من باید بیشتر سیگار میکشیدم
تا به نخ‌های بعدی فکر کنم
تا به کارهای بعدی فکر کنم
تا به حرف‌های بعدی فکر کنم
تا به خواب‌های دیشبم فکر نکنم
روز قبل از رفتنت،
من باید بیشتر سیگار میکشیدم

روز قبل از رفتنت من باید کمتر روی تخت میرفتم
من باید تحمل خس‌خس‌های کنار تختم را میکردم
روز قبل از رفتنت، من نباید به خواب میرفتم

روز قبل از رفتنت
من باید زیر باران میرفتم
من باید از آنجا میرفتم
من باید از آن خیابان میرفتم
من باید از پیش تو میرفتم

روز قبل از رفتنت
من باید میرفتم.

با الهام شدیدا آزاد از ترانه‌ی The Day Before You Came
درباره Uncategorized
توسط Shahrum